تبليغاتX
دنیای آرام
دنیای آرام
آینده آن نیست که واردش می شوی آن است که خلقش می کنی

  شنبه ۱شنبه ۲شنبه ۳شنبه ۴شنبه ۵شنبه جمعه
ناشتا  ۱لیوان آب  ۱سیب + ۳لیوان آب   ۹۰          
ورزش صبحگاهی  ــ ۱ساعت پیاده روی(۵دقیقه دویدن)          
صبحانه  ۳۰گرم نان+۶گرم کره+۱قاشق مربا آلبالو +چای  ۱۷۰  ۳۵گرم سنگک+۳۵گرم پنیر+۱نیمرو    ۳۰۰          
میان وعده تدریجی

 ۱هویج+۱قاشق سرلاک!

۹۰

  ـــ          
نهار  ۲۵۰گرم برنج+خوراک جگر بدون روغن   ۶۴۵  ۷۰گرم سنگک+۳عدد کتلت ۴۵۰+ماست کم چرب ۲۰۰گرم+۱پر گوجه فرنگی ۷۳۵          
مکمل  زینک پلاس ـ کلسیم  فرفولیک ـ کلسیم          
میان وعده تدریجی  ۲نارنگی۸۰+کمی شربت بهار نارنج۴۰+ ۱هویج آبپز۵۰ +۱.۵سیب۱۱۰      ۲۸۰   ۱لیمو شیرین ـ          
ورزش بعد از ظهر  ۱ساعت(نیم ساعت دویدن و پیاده روی ـ نیم ساعت ایروبیک ساده)            
شام ساعت۷.۳۰: ۳۰گرم سنگک۷۵+۱قاشق عسل و دارچین ۶۰+چای سبز ۱۳۵            
میزان آب  ۶لیوان            
میزان کالری ۱۳۲۰  ۳۹۰          

دلم میخواد اون هفته پر بیماری و بی برنامه رو در نهایت قدرتم بذارم کنار و یه هفته استثنایی رو رقم بزنم....

اهداف این هفته ام:۱-ورزش روزانه ۱ساعت                       

                         ۲-محدوده کالری روزانه ۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰     

                        ۳-نخوردن بعد از ساعت ۸ شب               

                                                                                   شنبه 

شنبه ۱۶ آبــــــــــــــــان: وزن امروز صبح ۷۰.۴۰۰ . خوب هفته خیلی پر باری رو برای همه دوستان گلم آرزومندم.... امروز وقت میکنم تا شب میام به تک تکتون سر میزنم و دلی از عزای کامنت دادن در میارم

امروز تقریبا به همه سر زدم حتی به دوستان جدیدی که مدتها بود که میخواستم باهاشون آشنا بشم وقت نمی شد.... از برنامه هم راضی بودم..... در کل امروز عالی بود.... به امید فردایی بهتر....

یکشنبه ۱۷ آبــــــــــــان:امروزم ۷۰.۴۰۰. اگه امروزم مثل دیروز عالی پیش بره چی میشه؟.... دارم میرم آرایشگاه ... میخوام یه تغییر اساسی کنم.... موهام رو از بلند مشکی به کوتاه شرابی تغییر بدم.... هنوز بین شرابی و قهوه ای تند تردید دارم.... . شاید کوپ بزنم... شایدم فشن! نمی دونم ولی دارم میرم که حسابی به خودم برسم!!!




نوشته شده در تاريخ جمعه 15 آبان1388 توسط آرام

دوستان گلم سلام عروسی هم به خوبی و خوشی تمام شد و مهمونهامون هم به سلامتی رفتند و من دوباره برگشتم تو خونه مجازیم تا باز هم همراهتون باشم..... حتما که  اینبار طعم همراهی با شما برای من شیرینتر و با ارزشتر از قبل هست .... چون من تازه تو عروسی فهمیدم که با گروه بودن و همراه با شما ورزش کردن و رژیم گرفتن چه میکنه با این بدن.... هر کس که منو میدید می گفت هیچ وقت اینقدر میزون منو ندیدن..... همه تعریف کردن از لاغر شدنم و من هم انرژی بیشتری گرفتم برای ادامه مسیر هر چند که نظر دیگران این بود که با توجه به نوع استخوانبندیم دیگه کافیه اما خودم فکر می کنم از بدنم جلو آینه و بدون لباس باید راضی باشم نه تو پیراهن یا مانتو .... ولی بچه ها لاغر شدن چه طعم لذت بخشی داره ... دیگه توی جمع اون بار روانی قبلی که برای خودم داشتم نبود و همپای دیگران وسط بودم قبلا این چاقی خیلی منو گوشه گیر و منزوی کرده بود..... و همین طور عصبی.... من تازه تو این چند روز نتیجه برام روشنتر شد ...
الان هم اومدم که جدول بذارم تا جمعه .... البته از صبح تا همین ساعت 12 خیلی شیرنی خوردم که اشکال نداره از همین حالا شروع می کنم.... پس جدولم از ساعت12 ظهر یکشنبه پر میشه تا جمعه.... هنوز نتونستم بهتون سر بزنم ولی یه کم که به کارهای خونه وبچه ها برسم حتما میام ببینم شماها چیکار می کنید.... از محبتها و آرزوهایی خوبی که تو نبود من برام کامنت گذاشته بودید واقعا ممنونم.... تک به تکتون رو دوست دارم و برام ارزشمندید ... چقدر به خودم میبالم که تو همچین گروه مجازی خوبی روزگار میگذرونم........

  ۱شنبه ۲شنبه ۳شنبه ۴شنبه ۵شنبه جمعه
ناشتا  ...  ــ        
ورزش صبحگاهی  ...  ــ        
صبحانه  ...  ۵۰گرم سنگک+۵گرم کره+۱قاشق مربا آلبالو+چای ۲۲۰        
م.و  ...  ـــ        
نهار  ۶قاشق پلو با قورمه سبزی  ۱۰۰گرم سنگک+۲برش بزرگ کباب تابه ای +۱گوجه فرنگی +۱پیاز   ۷۸۵        
مکمل  ــ  ویتامین سی        
م.و  ۱ویفر رنگارنگ ـ ۱تک تک  ۱انار+۴۰گرم پنیر  ۱۸۰        
ورزش بعد از ظهر  ــ  ــ        
شام  یه بشقاب سوپ قارچ  ۳۰گرم سنگک+چای سبز +عسل و دارچین ۱۲۰        
میزان آب  ۴!  ۵        
میزان کالری    ۱۳۰۵        

یکشنبه۱۰آبان:امروز گمون نکنم به ورزش برسم اما بعد ۸شب دیگه چیزی به جز آب نمی خورم ... کالریم هم از الان تا شب ۱۲۰۰ تا. آب هم امروز باید زیاد بخورم ...

ساعت۸ شب: سر ماخوردم و تمام بدنم درد میکنه.... دو تا قرص سوپراکلد و یه نصف لیوان چهار تخمه فعلا خوردم تا ببینم فردا بهتر میشم یا نه؟ فقط امیدورام بچه ها نگیرن ازم.... کالری امروز رو حساب نمی کنم ولی از فردا حتما جدی تر پیگیری می کنم.... این قانون از ۸ شب به بعد چیزی نخوردن هم حتما در خودم جا میاندازم.... امشب که خوب بود....  فعلا هم وزن نمی کنم تا ۳ روز دیگه ... فردا صبح هم اگه حالم خوب بود میرم ورزش ....

دوشنبه۱۱آبان:دیشب تا خود صبح سرفه بود و سرفه.... دختری هم گرفت و تب داشت .... دارم می برمش دکتر .... ممنونم بچه ها... حتما از مایعات بیشتر استفاده می کنم و ویتامین سی ....

یه چیزی بگم؟ من طاقت نیاوردم وزن نکنم.... با ترس و لرز رفتم رو ترازو ... ۷۰.۹۰۰ نمی دونید چقدرخوشحال شدم.... روز آخر ۷۰.۲۰۰ بودم ...فقط ۷۰۰گرم زیاد شدم.... ولی هم اینکه کارم واقعا این چند روز زیاد بود ... همین که دوران گلی خانم بود و این پر خوری زیاد نشون نداد.... البته من می گم پر خوری بیشتر از جهت کالری بود نه حجم غذا ... خلاصه اینکه کلی خوشحال شدم.... امروز هم با انرژی ادامه میدم ولی ورزش نکنم بهتره ... بدجوری بدنم درد می کنه.....

سه شنبه۱۲ آبان:بچه ها من اونقدر حالم بده که اصلا نمی دونم از صبح چی خوردم.... ولی زیاد نخوردم چون اصلا غذاها برام مزه خاصی نداره.... فقط دلم چای شیرین می خواد.... همین..... دیشب تا صبح هم تب و لرز داشتم و الان کمی بهترم....  خوب شدم حتما میام بهتون سر می زنم.....

چهارشنبه۱۳آبان:مرسی بچه ها بهتر شدم ... ولی هنوز سر گیجه رو دارم .... عجب آنفولانزایی بود! واقعا تا حالا اینجوری نشده بودم ... چرا ! یکبار دیگه حدود ۴سال پیش هم وقتی دختری کوچیک بود یه همچین مدلی آنفولانزای شدید گرفته بودم..... یعنی من تا امروز صبح هم همینطور تب شدید و لرز داشتم و میلم به هیچی نمی کشید... تازه امروز نهار یه بشقاب سوپ خوردم و یه کاسه کوچیک هم با منت به دختری دادم .... حالش هم بهتره ... تا الان که پسری نگرفته امیدورام بعد این هم نگیره... من رو که از پا انداخته بود چه بروز این بچه می آورد نمی دونم!

از فردا دیگه فکر کنم بتونم دوباره رو رژیم باشم و اگه بشه با گذاشتن ماسک برم پیاده روی.... بازم نمی دونم بستگی به حال صبحم داره چون تو این چند روزم گاهی حالم بهتر میشد اما دوباره یکساعت بعدش می افتادم تو رختخواب....

پنجشنبه۱۴آبان:پسری هم از دیروز غروب تب کرد ... سعی کردم قبل دادن استامینوفن با پاشویه تبش رو کنترل کنم ولی نیمه های شب دیگه دیدم پاشویه جواب نمی ده ... استامینوفن دادم.... الان بیحاله و بغلمه ... فقط اومدم بگم فعلا تا بچه ها خوب نشدن من نمی تونم قدم از قدم بردارم .... از همه کامنتهای پر مهرتون ممنونم امیدوارم هفته دیگه همراه خوبی براتون باشم..... فقط یه نکته بچه ها این آنفولانزای خوکی نبود ها.... از همین آنفولانزاهای معمولی بود که اینطور انداختمون ... من نمی دونم اون مدلی دیگه چیکار می کنه با آدم؟؟؟ 

جمعه۱۵آبان:ساعت۸ شب:دیروز غروب اینقدر حال بچه ها بد بود که نتونستم تنهایی از پسشون بر بیام و اول رفتم دنبال مادرم و بعد دوباره پیش دکترشون و از همونجا هم رفتم خونه مادرم اینا.... دیگه واقعا بریده بودم.... این از یه طرف تب... اون یکی سرفه امونش رو بریده بود.... خلاصه هرچی باشه قدیمیها بهتر اینجور مواقع تجربه دارن و همونطور که حدس میزدم الان هر دوشون بهترن و من هم برگشتم منزل.... خودم هم کمی امروز استراحت کردم و بهتر شدم..... دیگه از فردا واقعا می خوام بیافتم رو برنامه... از این همه بی نظمی بدم اومده..... نمی دونم وزنم چقدره... سه شنبه بود گمونم ۶۹.۹۰۰ رو هم دیدم ولی میذارمش به حساب ضعیف شدن بعد بیماریم و وزن فردا یا پس فردام رو ملاک قرار میدم..... امروزم هم تا حدی رعایت کردم و سر کالری مجازم موندم فقط دلم برای ورزش لک زده......




نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 آبان1388 توسط آرام

   شنبه ۱شنبه ۲شنبه ۳شنبه
ناشتا   ۳لیوان آب

  ـــ

  ــ   ــ
ورزش صبحگاهی   ۱ساعت پیاده روی ( ۱۱دقیقه دویدن)   استراحت   ــ   ــ
صبحانه   ۴۰گرم لواش+۱تخم مرغ آبپز+۳۰گرم پنیر+۱خیار+۱گوجه فرنگی+۵عدد زیتون+کلم+ ۱گردو  ۳۶۰   ۷۰گرم نان سبوس دار+۳گردو+۴۰گرم پنیر+۲۰گرم شکر با چای   ۴۰۰   ۳۰گرم نان جو+۲۰گرم پنیر+۴۰گرم نان سبوس دار +۱قاشق عسل ودارچین +چای سبز   نان + پنیر+ چای شیرین
م.و

  ۲۵۰گرم هویج ۹۰+۱۰عدد زیتون ۵۰ 

  ۲۰۰گرم هویج۸۰+نصف نارنگی۲۰   ۱انار+۱نارنگی+۱هویج   اتخم مرغ آبپز+ ساندویچ نون وپنیر گردو
نهار   ۲۵۰گرم برنج۳۴۰+یک برش بزرگ کوکو سیب زمینی با یه قاشق روغن۲۰۰+۱گوجه فرنگی۲۰+ زیتون۳۰+کمی پیاز  ۵۹۰   ۲۰۰گرم برنج۲۷۰+یه تخم مرغ با یه قاشق روغن ۲۰۰+۲۰۰گرم ماست پرچرب ۳۰۰+سبزی۳۰   ۱۰۰گرم نان سنگک+۳سیخ جگر+۲عدد گوجه کبابی+۱پیاز+۱.۵لیوان دوغ +۱لقمه نون و یه دونه کوفته قلقلی دو کف گیر عدس پلو با ماست چکیده موسیر 
مکمل   زینک پلاس ـ کلسیم(۲)   کلسیم(۲)+زینک پلاس   کلسیم(۲)+فرفولیک+زینک پلاس   کلسیم
م.و   ۲۵۰گرم گریپ فروت ۱۰۰+آناناس ۸۰   گریپ فروت۱۰۰   ۱.۵گریپ فروت   شیر با دو بیسکویت + چای با یه قاشق حلوا ارده
ورزش بعد از ظهر   ۴۰دقیقه ایروبیک با دمبل واستپ   واقعا وقت نشد...!   کلی بشور وبساب   ـــ
شام   نان سبوس دار با عسل ودارچین وچای سبز ونعناع +گاز کوچولو از کیک یزدی   ۲۸۰   آناناس۱۰۰   ۲عدد کوفته قلقلی+چای سبز با یه قاشق عسل ودارچین  
میزان آب   ۸   ۸   ۸  
میزان کالری ۱۵۵۰    ۱۴۰۰    زیر ۱۵۰۰    نمی دونم...

 شنبه۲آبـــــــــــــــــان:وزن امروز صبحم۷۰.۹۰۰ .احتمالا تا چهارشنبه دیگه وزن نکنم.... جدولم هم تا چهارشنبه هست تا بعدش یک هفته ای با اجازتون مرخصی باشم .

امروز باید بریم هر چهارتامون واکسن آنفولانزا رو بزنیم .... دیگه با این همه شیوع دارم نگران میشم.... میگن هلندیش بهتره.... فقط تو هفته نامه سلامت خوندم برای بچه های زیر دوسال نباید واکسن آنفولانزا رو زد.... ولی دکتر پسری میگه نه ! نمی دونم چیکار کنم....

دوستان سوگند جان زحمت اینجا رو کشید برای داشتن یه زندگی بهتر و با برنامه.

ساعت ۴ : صبح در بدر تو این شهر دنبال واکسن بودم پیدا نکردم.... هیچ داروخانه ای نداشت... تمام شدو منتظریم تا بیارن .... آره شانون جان دکتر بچه ها هم گفت بار اول باید دو نوبت بزنند.... با فاصله یک ماه.... ولی می گفت این واکسن هیچ گونه ایمنی برای آنفولانزا نوع آ بوجود نمی یاره! این فقط برای ۸ ویروس آنفولانزا معمولیه....

یکشنبه ۳آبــــــــان:بچه ها خیلی از تشویقهاتون ممنونم.... یعنی واقعا اگه شماها نبودید من تا حالا صد دفعه قید این رژیم رو زده بودم.... من دفعات قبلی هم که رژیم می گرفتم تا حدود ۷۱ می اومدم و بعد دیگران می گفتن خیلی لاغر شدی و ... دیگه ول می کردم ....گمونم از بس منو از کوچیکی تپل دیدن این حالت من اصلا براشون عادی نیست.... من تا دوران راهنمایی( قبل از ۱۵ سالگی) که عکسهام رو نگاه می کنم اندام خوبی داشتم  ولی همیشه  هیکلم از بچه های همسن وسالم بزرگتر بود... ولی با ورود به دبیرستان و کنار گذاشتن کلاسهای ورزشیم و همش نشستن و درس خوندن و خوردن.... خیلی چاق شدم.... کنکور رو که دادم شروع کردم رژیم و ورزش اما بازم همون حدود ۷۱ رسیدم که بعدش ازدواج و.... یعنی می خوام بگم من خیلی ساله که ۶۹ رو ندیدم..... اصلا باورم نمی شه بزودی وارد دهه ۶۰ میشم.... الان هم تو دنیایی حقیقی تمام اطرافیانم به جز همسرم می گن بسه دیگه..... خوب شدی.... ولی وقتی اینجا کامنتهای شما رو می خونم هدفم برام واضح تر میشه..... من ۶۳ رو می خوام و با کمک شماها بهش میرسم...... اینجا رو خیلی دوست دارم چون وقتی واردش  می شم آینده برام زلال وشفافه....

ـــ یه نکته : این آناناس خیلی تو چربی سوزی موثره ... یادم نیست کجا در موردش خونده بودم اما این روزها که امتحانش می کنم می بینم درسته ... روی بدن من که واکنش خوبی نشون میده.... گریپ فروت و عسل ودارچین هم همینطور.... دیگه شامها ماست نمی خورم چون همینجوری هم همش فشارم پایینه ... وقتی ماست می خورم دائم سرم گیج می ره.... حالا دیروز با گریپ فروت هم همینجوری شدم یادم باشه اینبار بهش نمک بزنم....به جز نمک چی دیگه فشار رو بالا میبره؟

 دوشنبه۴آبان:ساعت۸.۳۰ دقیقه شب: یعنی اینقدر خسته ام که فقط تونستم خوراکیهای خورده شده امروز رو بیام اینجا وارد کنم..... از صبح که پاشدم همینجور یک بند دارم کار می کنم.... باز تموم نشده! دیدین آدم از خستگی دیگه بی حس میشه ... دقیقا الان اینجوریم ... ولی میگم بذار امشب همه اش رو تموم کنم و راحت شم.... حالا دارم میرم بچه ها رو بخوابونم برم سراغ بقیه اش..... . فردا هم کارهام زیاده ... خرید و یک سری کارهای خورده ریز..... ولی همچنان سر رژیم می مونم ورزش رو قول نمی دم ....

سه شنبه ۵آبـــــــــان:خوب من اومدم بگم که دیگه گمون نمی کنم تا دوشنبه بتونم بیام اینجا بنویسم وبهتون سر بزنم.... از امشب مهمونهامون میرسن تا جمعه که عروسی برادر کوچکم هست و بعدش هم احتمالا یکی دوروزی بمونن.... آخه اکثرا از راه دور میان .... من هم با اجازتون تا دوشنبه دارم به خودم سخت نمی گیرم و یه استراحتی هم به خودم میدم.... بعدش بر میگردم تا همچنان ادامه راه....وزن امروز صبحم   ۷۰.۲۰۰   بود نمی گم تا هفته دیگه نگهش میدارم چون میدونم نمی تونم.... ولی اگر هم رفت بالا بیخیال.... دوباره بر می گرده سر جاش...و من با این بدن آشنام....همیشه بیادتونم.... تا دوشنبه بدرود...

                                                                                                                                       




نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آبان1388 توسط آرام
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin